ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
235
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
فانوس از اين كوچهها بگذرد و از اين بدتر واى به حال آن لوطى سياه مست كه در يكى از ميخانههاى مخفى شهر با عرق كشمش خود را خوب ساخته ، شنگول و سرحال عازم خانهاش شود . اهالى آبرومند محل ، آنهايى كه سرشان به تنشان مىارزيد ، از شكستن دست و پاى خود ترسى به دل راه نمىدادند . زيرا همهى آنها قبل از ساعت نه شب پيش زن يا زنان خود بودند . البته اين دستور پليس بود . فراشها بدون اغماض كسانى را كه بر خلاف اين دستور رفتار مىكردند - مخصوصا جمعهها ، چون شبهاى جمعه طبق مذهب يا سنت هر مرد مسلمان در برابر همسر خود حقوق و وظايف متقابل دارد - بلافاصله بازداشت و به پاسگاه جلب مىكردند . در اين كوچهها تردد بسيار كم است . چون مردها سرتاسر روز را در مغازههاى خود در بازار مىگذراندند ، و زودتر از غروب آفتاب به خانه برنمىگشتند . فقط گاهى در سايهى باريكى كه در پاى ديوارها افتاده چند زن كه سفت و سخت خود را در چادر سياهى پوشانده بودند - آرام و بىسروصدا راه مىرفتند . با ديدن چنين منظرههايى بلافاصله اشباح سوگوار و ماتمزدهيى در برابر ديدگان انسان مجسم مىشد . در اين محلات آرام ، سگهاى بىشمارى سرگردانند كه بر خلاف اسلامبول اصلا مورد علاقه و توجه مردم نيستند . در پاى ديوارى خزيده و اكثر اوقات در عالم چرت به سر مىبرند ، فقط گاهى تكه نانى كه عابر حيوان دوستى به سويشان مىاندازد چرتشان را پاره مىكند و آنها را مجبور مىسازد از جاى خود تكانى بخورند و آن را بگيرند . هر كوچه در انحصار دستهيى از سگها بود كه همديگر را خوب مىشناختند و هرگز اجازه نمىدادند سگ غريبهيى به حريم آنها تجاوز كند . ورود يك ناشناس كه سر و وضعش نشان مىداد حق دخول به اين محله را ندارد ، سر و صداى تمامى سگها را بلند مىكرد ، تا حدى كه آن تازه وارد راه خود را مىكشيد و از آنجا دور مىشد . بارها من به چشم خود ديدم كه سگ سرگردان و كلافهيى كه از تعقيب چندين سگ متجاوز به ستوه آمده بود ، خود را ديوانهوار و بىملاحظه به كوچهيى انداخته است ، بىآنكه حق ورود به آنجا را داشته باشد و بلافاصلهى حملهى جديدى از سوى سگهاى اختصاصى آن كوچه - يا ساكنان محل ! - عليه او آغاز مىشد . به اين ترتيب سگهاى سرگردان اين شهر براى دفاع از حقوق خود يا براى به دست آوردن يك قطعه استخوان يا تصاحب يك ماده سگ زيبا در يك جنگ و ستيز دايمى به سر مىبردند ، و همهشان نيز از اين جدالها نشانههاى